خرید بک لینک
اسمش امید استاما امید به چهامید به کجا ؟وقتی در اوج نداری و تنهایی نعره میزنی کیست که تو را نوازش کند؟کیست که تو را یاد کندکیست که آغوش شودو کیست که مرحم شودمن خسته تر از آنم که حرفی بزنم و دعایی بکنمرنجورتر از آن که بخواهم سری بالا بکنممن از آن پرنده باران خورده خیس، غمگین تر شده امخدایی که وعده بعد هر سختی آسانی داد فقط تا قسمت سختش برای ما نوشتآن قسمت آسان، قسمت ما نشدهمه زندگی درد بودهمه اش اشک بودهمه اش رنج بودنمی دانم کجای این داستان را اشتباه نوشته اندآنجا که فکر می کردم بهشت ست سراب بودآن لحظه که حس عشق را داشتم داغ یک آجر بر پیشانی بود که هنوز مستی حالم آن را نفهمیده بوداز آنجا که قصه من سر نداشت منتظر پایان هم نباش.....

برچسب: نویسنده: مهسا حیدری تاريخ: چهارشنبه 22 تير 1401 ساعت: 18:44

صفحه بندی